زن در تمامی نظامهای موجود در دنیا و ایران دو وظیفه اصلی را به عهده دارد: یکی نقش زن در خانواده که بدون تفسیر و بحث، بنا به فرمایش رسول اکرم، ائمه و تمامی بزرگان وظیفه اصلی زن در خانواده، تحکیم بنیان خانواده است.

زن وظیفه دارد خانواده را آماده کند برای جامعه ای پاک، لطیف و زنده. زنی که جامعه اسلامی به او نگاه می کند زنی که ما در ایران به او نگاه می کنیم فارغ از وظیفه ای که برای یک انسان است وظیفه دارد که جامعه را استوار، پاک و معصوم نگه دارد. نگاه ابزاری به زن برای ایجاد فرصتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به دور از اخلاقیات و شرعیات است و بدین لحاظ است که در نظام ما، نظامی که مبتنی است بر دین اسلام و شیعه است، بنیان خانواده متکی است بر این اصل(یعنی زن) پایدار است.

اما وظیفه و نقش زن در جامعه چیست؟ من اعتقاد دارم که اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم وظیفه و نقش زن در جامعه را، چند طبقه را می توان برای آن ترسیم کرد. اولی آن نقش زن در فعالیتهای اقتصادی است یا به عبارتی حضور زن در اقتصاد. حضور زن در بین فعالین اقتصادی برای کشور ما علی رغم تمامی تلاشهای صورت گرفته شده و تلاش زنان و حضور پر خیر فارغ التحصیلان دانشگاهی زنان (که امروز بیش از نیمی از دانشجویان یا ورودیهای دانشگاههای ما زنان هستند )، کمتر از ده درصد از فعالین اقتصادی و یا پنج درصد از مدیران اقتصادی این کشور متعلق به زنان است. زنانی که نسبت باسوادی آنها نزدیک به نرخ باسوادی مردان است ؛

جمعیت آنها برابر با مردان و دانشجویانشان بیشتر از آنها می باشد. نقش دوم زن در جامعه ایرانی حضور در سیاست و مدیریت است. علی رغم تمامی تاکیدات و عنایاتی که می بایست به حضور زن در جامعه صورت پذیرد، بدلیل غرور و تکبر برخی مردان، بدلیل اینکه تمایلی به حضور زنان در جامعه نیست نقش زنان در عرصه مدیریت و سیاست کشور نزدیک به یک درصد از جامعه است. در صورتی

که می دانیم زنان در وظایف محول شده بسیار نکته سنج و دقیق عمل می کنند.
خوشبختانه بواسطه تلاشهای صورت گرفته و عنایات خاصی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، سهم زنان، ارتقا پیدا کرده است. اگر چه بداخلاقیها، کج رفتاریها و بداندیشیها و آنانی که نگاه بد به حضور زن

در عرصه فرهنگ و هنر دارند پسندیده نیست و هنوز که هنوز است پس از ۳۴ سال از گذشت پیروزی انقلاب
در عرصه فرهنگ و هنر آنجایی که زنان می توانند با زیبایی و لطافت، قدرمند نقش خود را در جامعه ایفا کنند رفتارهای ناپسند در حضور زنان در عرصه فرهنگ و هنر است ولی بواسطه صرفاً کار، تلاش و عنایت خاص خود زنان به حضورشان در عرصه فرهنگ و هنر، خوشبختانه نقش مثبت تری ایفا شده است.
در عرصه ورزش این سهم نزدیک به ده درصد می باشد. اینها را نه بواسطه این می گویم که بگویم زنان هنوز نتوانسته اند نقش خودشان را در جامعه ایفا کنند، بلکه بواسطه این موضوع که ما می بایستی نظاممان را یعنی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم به سمتی هدایت کنیم که اگر می خواهیم جامعه ما، جامعه ای لطیف،هنری و زیبا و با آرامش باشد می بایستی در تمام عرصه های مدیریت سیاست، اقتصاد، ورزشی، هنر بتوانیم نقش واقعی خودشان را اهدا کنیم.
باید زنان جایگاه خودشان را در عرصه فعالیت سیاسی و آنجایی که می بایستی حضور پیدا کنند ارتقا دهند. این به خود زنان بر می گردد؛ به آنانی بر می گردد که امروز در نظام ما و به حکم قانون اساسی و بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه که حتی اجازه رانندگی را به زن نمی دهند، نظام مقدس ما این اجازه را داده که هر رای زن برابر هر رای یک مرد باشد و این به زنان اجازه می دهد که بخواهند که آنچه را که می خواهند بتوانند انجام دهند و ایفای نقش کنند. دوستان، سروران، بانوان عزیز، افق دنیا و نگاه دنیا به حضور زنان و نقششان در عرصه های مختلف افق دیگری است. ما باید جور دیگری نگاه کنیم ؛ همه چیز هم به خود ما ربط دارد؛ یک جهان حادثه در پشت نگاه من و توست لحظه ها گر نخروشند گناه من و توست ننشینیم و به دیوار سکون تکیه دهیم در و دیوار در آینده گواه من و توست

اگر شما بانوان عزیز افق نگاهتان تان را بلند کنید و سکون و سکوت نکنید بواسطه ذات و وجود خود که خداوند ازلی در بنیان زنان نهاده و فاطمه(س) را آفریده بدانید که سکون و سکوت ما چیزی جز خمودگی جامعه ما را به همراه نخواهد داشت. برخاستن حق ماست؛ نشستن برای ما و جامعه ما و برای آینده ما درست نیست. ما باید تلاش کنیم؛ زنان باید تلاش کنند و پابه پای شیرمردان این خطه دلاور خیز گام نهند در راهی که آینده خود را برای خود و فرزندانشان به بهترین کیفیت ورق زنند.

به یاد آوریم زنان شیردلی که در کنار مردان سرافراز، شهدای عزیز ایران اسلامی، هشت سال دفاع مقدس را جانانه به سر بردند و چه بسیار آنانی که جان دادند تا ایران با عزت ما، در دنیاسرافراز ماند.
حال که در تمامی عرصه ها دنیا به ما نگاه دیگری دارد و ما می خواهیم ایرانی سرافراز داشته باشیم زنان ما چون زنان زمان جنگ بتوانند استوار خدمت کنند ؛ این راه، راه پر پیچ خمی است؛ راهی که درد دارد و راهی که می بایست دردها کشید، سختی ها کشید.

تن آسان غم و رنج بار آورد چو رنج آوری گنج بار آورد خواهران ! باید تلاش کرد، زنان و بانوان هم باید بواسطه تلاششان در این حضور بهره ببرند؛ آنان باید نقش خودشان را ایفا کنند تا جامعه را متعلق به خودشان بدانند و سیاستمداران و مدیران و آنانی که فکر می کنند حضورشان می بایستی بواسطه آراء مردم باشد، بدانند زنان ما نیمی از جامعه هستند و باید به آنان نقش داد و نقششان را در جامعه و مدیریت کشور موثر دانست. اگرچه مشخص است بسیاری از مشکلات ما ناشی از ماست؛ ولی سهم عمده ای از مشکلات ما ناشی از قوانین و مقررات دست و پاگیر ماست؛ ما باید انها را پاک کنیم ؛ ما باید حلقه هایی که به پاهای ما برای حضورمان پیچیده شده باز کنیم ؛ اینها را جز با تلاش زنان و مردان حاصل نمی شود؛ این اتفاق باید حاصل شود ؛ بسیاری از قوانین و مقررات باید از بند پوسیده تحجر در فکر باید گشوده شود ؛ خیلی متاسفم که در آغاز مجلس هفتم بسیاری از آنچه را که متعلق به حقوق زنان بود و موضوع جنسیت و تفکیک جنسیت و حقوق زنان در جامعه بود را حذف کردند ؛ ولی این اتفاق در حال شکل گیری است، خیلی ها اصلاح شد؛ باید کار کرد؛ باید تلاش کرد تا بسیاری از قوانین و مقررات اصلاح گردد؛ آنانی که باید در این امور تصمیم گیرند بایستی به این امور واقف باشند؛ آنانی که می خواهند رای بدهند به قوانین و جایگاه داشته مقررات، باید به حقوق شهروندی زنان و مردان اعتقاد داشته باشند :

آنانی که می خواهند زنان باشند باید بدانند حقوق و جایگاه زن در جامعه چیست.